پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

نه خط بروی تو کمین میر کشور زنگ است

کشیده لشگر و با شاه روم در جنگ است

سیاه شد ز غ مت روز ما چو شام ولی

از آن خوشیم که با طرهٔ تو همرنگ است

برآر کام من ای قبله من ابرویت

که کام خلق دهد کعبه گرچه دل سنگ است

ز بند بند من آید نوای ناله چو نی

ولی بگوش تو خوشتر ز نغمهٔ چنگ است

تو را ز محنت من هیچ غم نباشد لیک

ز فرقت دهنت بهر من جهان تنگ است

ز پا فتادم و منزل نشد پدید آری

رهیست عشق که بیرون ز میل و فرسنگ است

فریب نام صغیر از تو کی خورد زاهد

بکیش باده کشان نام مایهٔ ننگ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹خوش میگذرد آنکه مرا روح روانست
  2. شمارهٔ ۱۱۰گفتم کمند عشق تو در گردن منست
  3. شمارهٔ ۱۱۱هی زلف و خال جلوه دهی این بهانه چیست
  4. شمارهٔ ۱۱۲اکنون که بهار آمد و ایام به کام است
  5. شمارهٔ ۱۱۳تا شدم از گردش چشم تو مست
  6. شمارهٔ ۱۱۴ای به فدای تو من و هر چه هست
  7. شمارهٔ ۱۱۵چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوست
  8. شمارهٔ ۱۱۶دلبرا نرا همه سخت است دل و پیمان سست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.