پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

اکنون که بهار آمد و ایام به کام است

در باغ گه بوسه زدن بر لب جام است

دانند حلال از چه سبب خون کسان را

آن قوم که در مذهبشان باده حرام است

گر خلق همه در پی ترتیب کلامند

گوش دل ما در پی تأثیر کلام است

از عقل نبرده است کسی راه به مقصود

صد شکر که ما را به کف عشق زمام است

عشق است چو عنقا و نشیمن بودش قاف

عقل است چو عصفور و مقامش لب بام است

هر کار که اتمام پذیرفته به عالم

نیک ار نگری از مدد عشق تمام است

بی‌عشق صغیرا نرسد کار به اتمام

آن کار که بی‌عشق تمام است کدام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴ای به فدای تو من و هر چه هست
  2. شمارهٔ ۱۱۵چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوست
  3. شمارهٔ ۱۱۶دلبرا نرا همه سخت است دل و پیمان سست
  4. شمارهٔ ۱۱۷لب تو ریخت چنان آبروی آب حیات
  5. شمارهٔ ۱۱۸روزگاریست که چون حلقه مقیمم بدرت
  6. شمارهٔ ۱۱۹تا تار طرهٔ توام ای جان بچنگ نیست
  7. شمارهٔ ۱۲۰با آنکه دل معاینه ناظر بروی تست
  8. شمارهٔ ۱۲۱ما را بجز از روی تو منظور نظر نیست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.