پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

هی زلف و خال جلوه دهی این بهانه چیست

هستیم خود اسیر تو این دام و دانه چیست

این خانه ای که زلف تو بر دل فروخته

در آن دگر حساب صبا حق شانه چیست

کی آگه از اذان مؤذن شوی اگر

ناقوس را بدیر ندانی ترانه چیست

در دهر نام نیک بنه نی سرای نیک

آری ز نام نیک نکوتر نشانه چیست

هرکس گدای درگه حیدر بود صغیر

داند که فیض بخشی این آستانه چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳تا شدم از گردش چشم تو مست
  2. شمارهٔ ۱۱۴ای به فدای تو من و هر چه هست
  3. شمارهٔ ۱۱۵چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوست
  4. شمارهٔ ۱۱۶دلبرا نرا همه سخت است دل و پیمان سست
  5. شمارهٔ ۱۱۷لب تو ریخت چنان آبروی آب حیات
  6. شمارهٔ ۱۱۸روزگاریست که چون حلقه مقیمم بدرت
  7. شمارهٔ ۱۱۹تا تار طرهٔ توام ای جان بچنگ نیست
  8. شمارهٔ ۱۲۰با آنکه دل معاینه ناظر بروی تست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.