پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

جز مقام نیستی چون مأمنی در کار نیست

رخت آنجا کش که دزد و رهزنی در کار نیست

فکر کن در اصل خود ایقطره ماء‌بحر جود

تا ببینی در جهان ما و منی در کار نیست

چون شوی غافل ز یزدان ره زند اهریمنت

گر تو یزدانی شوی اهریمنی در کار نیست

روز و شب بهر جدال دیو نفس آماده باش

کادمیرا زان قوی‌تر دشمنی در کار نیست

نازم آن رند مسیحا دم کز استغنای طبع

در طریق فقر او را سوزنی در کار نیست

گر ندارد ننگ از گور ستمکاران زمین

از چه آنانرا مزار و مدفنی در کار نیست

عاشقان عریان بخون غلطند زیر تیغ عشق

غنچهٔ این باغ را پیراهنی در کار نیست

کن طواف اهل دل گر حج اکبر بایدت

غیر دل حق را مقام و مسکنی در کار نیست

صرف شد در عاشقی عمر صغیر و خوش دلست

زانکه در عالم ازین خوشتر فنی در کار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹شرح حال من و زلف تو که در گلشن گفت
  2. شمارهٔ ۱۰۰جانا نظیر روی تو ماه منیر نیست
  3. شمارهٔ ۱۰۱نتوان به مثل گفتن خورشید درخشانت
  4. شمارهٔ ۱۰۲غیر از تو میان تو و او فاصله ای نیست
  5. شمارهٔ ۱۰۳در جهان امری که بیرونست از تقدیر چیست
  6. شمارهٔ ۱۰۴ز بسکه دیر شد ای دوست انتهای فراقت
  7. شمارهٔ ۱۰۵خواهم ای شوخ ببوسم همهٔ اعضایت
  8. شمارهٔ ۱۰۶هر که داند نقطهٔ خال ترا تفسیر چیست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.