پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

آنچه میدانیش دنیا خورد و خوابی بیش نیست

وانچه میخوانیش گردون پیچ و تابی بیش نیست

هیچکس کام مراد از بحر امکان تر نکرد

راستی چون بنگری عالم سرابی بیش نیست

مکنت و ثروت عیال و مال و ایوان و سرا

روی هم چون جمع سازی اضطرابی بیش نیست

هست هستی بحر ژرفی موج‌خیز و بی‌کران

واندران دریا وجود ما حبابی بیش نیست

عمر نوح و گنج قارون ملک اسکندر تو را

گر میسر شد بوقت مرگ خوابی بیش نیست

اهل دنیا عمر خود را صرف دنیا می‌کنند

گر حیات اینست خود سوءالعذابی بیش نیست

از حلال و از حرام مال مال اندوز را

عاید و واصل حسابی یا عقابی بیش نیست

در جهان آمد صغیر و چند روزی ماند و رفت

یادگار از وی در اینعالم کتابی بیش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸تا قبلهٔ من ابروی آن لعبت ترساست
  2. شمارهٔ ۹۹شرح حال من و زلف تو که در گلشن گفت
  3. شمارهٔ ۱۰۰جانا نظیر روی تو ماه منیر نیست
  4. شمارهٔ ۱۰۱نتوان به مثل گفتن خورشید درخشانت
  5. شمارهٔ ۱۰۲غیر از تو میان تو و او فاصله ای نیست
  6. شمارهٔ ۱۰۳در جهان امری که بیرونست از تقدیر چیست
  7. شمارهٔ ۱۰۴ز بسکه دیر شد ای دوست انتهای فراقت
  8. شمارهٔ ۱۰۵خواهم ای شوخ ببوسم همهٔ اعضایت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.