پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

غیر از تو میان تو و او فاصله ای نیست

این مرحله طی کن که دگر مرحله ای نیست

زان ره که روند اهل فنا هر چه ببینی

نقش کف پا و اثر قافله ای نیست

شکر و گله از هجر نشان می دهد آری

در وصل دگر حالت شکر و گله ای نیست

کی قسمت هر جان هوسناک شود وصل

این لقمه بلی در خور هر حوصله ای نیست

واعظ ره خود گیر که در مذهب عشاق

جز مسئلهٔ عشق دگر مسئله ای نیست

ما سلسله دیوانه وشانیم که ما را

جز سلسلهٔ زلف بتان سلسله ای نیست

تا منقبت شیر حق آئین صغیر است

در دفتر نظمش ورق باطله ای نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴ز بسکه دیر شد ای دوست انتهای فراقت
  2. شمارهٔ ۱۰۵خواهم ای شوخ ببوسم همهٔ اعضایت
  3. شمارهٔ ۱۰۶هر که داند نقطهٔ خال ترا تفسیر چیست
  4. شمارهٔ ۱۰۷نه خط بروی تو کمین میر کشور زنگ است
  5. شمارهٔ ۱۰۸غم چندی بدل زار بغم مدغم ماست
  6. شمارهٔ ۱۰۹خوش میگذرد آنکه مرا روح روانست
  7. شمارهٔ ۱۱۰گفتم کمند عشق تو در گردن منست
  8. شمارهٔ ۱۱۱هی زلف و خال جلوه دهی این بهانه چیست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.