پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

ز بسکه دیر شد ای دوست انتهای فراقت

برفت از نظرم روز ابتدای فراقت

همین نه من بفراق تو مبتلا شدم و بس

به هر که می نگرم هست مبتلای فراقت

مگر بشر بت وصلم کنی علاج که دیگر

به هیچ به نشود درد بیدوای فراقت

دل حزین نشود هیچگه زیاد تو خالی

انیس جان نبود هیچکس سوای فراقت

کنار من که فراقت نشسته جای تو خواهم

شود دمی که نشینی تو باز جای فراقت

ز من جدا نشود لحظه فراق و چه خوش بود

اگر وفای تو هم بود چون وفای فراقت

فراق هم بفراق تو مبتلاست نداند

صغیر با که دهد شرح ماجرای فراقت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶هر که داند نقطهٔ خال ترا تفسیر چیست
  2. شمارهٔ ۱۰۷نه خط بروی تو کمین میر کشور زنگ است
  3. شمارهٔ ۱۰۸غم چندی بدل زار بغم مدغم ماست
  4. شمارهٔ ۱۰۹خوش میگذرد آنکه مرا روح روانست
  5. شمارهٔ ۱۱۰گفتم کمند عشق تو در گردن منست
  6. شمارهٔ ۱۱۱هی زلف و خال جلوه دهی این بهانه چیست
  7. شمارهٔ ۱۱۲اکنون که بهار آمد و ایام به کام است
  8. شمارهٔ ۱۱۳تا شدم از گردش چشم تو مست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.