پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

خواهم ای شوخ ببوسم همهٔ اعضایت

گه ز پا تا به سر و گاه ز سر تا پایت

حیلت انگیخته ام بلکه دو نوبت افتد

نوبت بوسه به لعل لب شکر خایت

رونق قند برد قیمت شکر شکند

این حلاوت که بود در لب جان افزایت

عاشقان گر بتو آرند هجوم این نه عجب

مگسانند که آیند پی حلوایت

از که آموختی این شیوه که از غایت ناز

نیست جز درد دل و در دیدهٔ عاشق جایت

کج نهادن کله و زلف بپا افکندن

راستی طرفه قبائی شده بر بالایت

جویها هر طرف از دیده نمایم جاری

آیدم چون بنظر سرو قد رعنایت

سر سیر چمنم نیست بدور رخ تو

چیست گل پیش گل روی چمن آرایت

بیکی بوسهٔ جانان سر و جان ده چو صغیر

خواهی ار سود دو عالم بری از سودایت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷نه خط بروی تو کمین میر کشور زنگ است
  2. شمارهٔ ۱۰۸غم چندی بدل زار بغم مدغم ماست
  3. شمارهٔ ۱۰۹خوش میگذرد آنکه مرا روح روانست
  4. شمارهٔ ۱۱۰گفتم کمند عشق تو در گردن منست
  5. شمارهٔ ۱۱۱هی زلف و خال جلوه دهی این بهانه چیست
  6. شمارهٔ ۱۱۲اکنون که بهار آمد و ایام به کام است
  7. شمارهٔ ۱۱۳تا شدم از گردش چشم تو مست
  8. شمارهٔ ۱۱۴ای به فدای تو من و هر چه هست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.