پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوست

یعنی دو بوسه زان لب خندانم آرزوست

صیاد تا به دام تو گردیده ام اسیر

دیگر نه طرف باغ و نه بستانم آرزوست

تا نسبتی بزلف تو پیدا کنم مدام

سرگشتگی و حال پریشانم آرزوست

بر کف گرفته ام پی ایثار جان و سر

دیدار روی دلکش جانانم آرزوست

خواهم که رو بکعبهٔ مقصود آورم

یعنی جوار شاه خراسانم آرزوست

گفتم صغیر سیل سرشگت جهان گرفت

گفتا چو نوح دیدن طوفانم آرزوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶لب تو ریخت چنان آبروی آب حیات
  2. شمارهٔ ۷۷بگو بدشمن خفاش خوی مکر اندیش
  3. شمارهٔ ۷۸ای قوی پنجه که بازوی تواناست ترا
  4. شمارهٔ ۷۹ای نام عاشق‌سوز تو ورد زبان‌ها
  5. شمارهٔ ۸۰ای بی نیاز ذات تو از هر نیاز ما
  6. شمارهٔ ۸۱گر از حبیب طلب میکنی سوای حبیب
  7. شمارهٔ ۸۲ساقیا بی تکلف آر شراب
  8. شمارهٔ ۸۳بیا ساقی از یکدو جام شراب
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.