پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

نه خط بروی تو کین میر کشور زنگ است

کشیده لشکر و با شاه روم در جنگ است

سیاه شد ز غمت روز ما چو شام ولی

از آن خوشیم که با طرهٔ تو همرنگ است

برآر کام من ای قبله من ابرویت

که کام خلق دهد کعبه گرچه دل سنگ است

ز بند بند من آید نوای ناله چو نی

ولی بگوش تو خوشتر ز نغمهٔ چنگ است

تو را ز محنت من هیچ غم نباشد لیک

ز فرقت دهنت بهر من جهان تنگ است

ز پا فتادم و منزل نشد پدید آری

رهیست عشق که بیرون ز میل و فرسنگ است

فریب نام صغیر از تو کی خورد زاهد

بکیش باده کشان نام مایهٔ ننگ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸خوش میگذرد آنکه مرا روح و روانست
  2. شمارهٔ ۶۹گفتم کمند عشق تو در گردن منست
  3. شمارهٔ ۷۰هی زلف و خال جلوه دهی این بهانه چیست
  4. شمارهٔ ۷۱اکنون که بهار آمد و ایام بکام است
  5. شمارهٔ ۷۲تا شدم از گردش چشم تو مست
  6. شمارهٔ ۷۳ای به فدای تو من و هر چه هست
  7. شمارهٔ ۷۴چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوست
  8. شمارهٔ ۷۵دلبران را همه سخت است دل و پیمان سست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.