پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

تا شدم از گردش چشم تو مست

پای زدم یکسره بر هر چه هست

تا ابد اندر دل ساغر بود

عکس تو ای ساقی بزم الست

حسن تو تا شهرهٔ بازار شد

رونق بازار نکویان شکست

ما نکشیم از سر کوی تو پای

تا به وصال تو بیابیم دست

بر دل سنگین تو کاری نکرد

ناوک آهم که به خارا نشست

از چه همی سجده کند بر رخت

گر نبود زلف تو آتش پرست

زلف تو دام دل پیر و جوان

چشم تو بر هم زن هشیار و مست

آن که به دام تو نیفتاد کیست

وانکه ز دام تو رهی جست و جست

در یم چشمم پی ماهی دل

زلف تو انداخته قلاب و شست

ماه جبین دید فراوان صغیر

مهر تو اندر دل او نقش بست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوست
  2. شمارهٔ ۷۵دلبران را همه سخت است دل و پیمان سست
  3. شمارهٔ ۷۶لب تو ریخت چنان آبروی آب حیات
  4. شمارهٔ ۷۷بگو بدشمن خفاش خوی مکر اندیش
  5. شمارهٔ ۷۸ای قوی پنجه که بازوی تواناست ترا
  6. شمارهٔ ۷۹ای نام عاشق‌سوز تو ورد زبان‌ها
  7. شمارهٔ ۸۰ای بی نیاز ذات تو از هر نیاز ما
  8. شمارهٔ ۸۱گر از حبیب طلب میکنی سوای حبیب
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.