پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۱ خوشا روزی که بینم دلبر بگزیده خود را
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۲ فرو خوردم ز غیرت گریه مستانه خود را
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۳ برآتش می گذارم خرقه پشمینه خود را
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۴ به زور خود شدی مغرور تا انداختی خود را
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۵ خط از سنگین دلی گفتم برآرد لعل دلبر را
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۶ نسوزد دل به آه گرم من چرخ بد اختر را
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۷ لب یاقوت او تا داد از خط عرض لشکر را
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۸ زبان کوتاه باشد آشنای بحر گوهر را
  9. غزل شمارهٔ ۳۶۹ ز آه سرد پروا نیست عشاق بلاکش را
  10. غزل شمارهٔ ۳۷۰ بلند آوازه سازد شور عاشق عشق سرکش را
  11. غزل شمارهٔ ۳۷۱ ز خط عنبرین زیبد نقاب آن روی دلکش را
  12. غزل شمارهٔ ۳۷۲ گل‌اندامی که می‌دادم به خون دیده آبش را
  13. غزل شمارهٔ ۳۷۳ ز روی آتشینش حیرتی رو داد آتش را
  14. غزل شمارهٔ ۳۷۴ به مژگان خارخار از سینه می رویاند آتش را
  15. غزل شمارهٔ ۳۷۵ به ساغر احتیاجی نیست حسن نیم مستش را
  16. غزل شمارهٔ ۳۷۶ به عزم صید چین سازد چو زلف صیدبندش را
  17. غزل شمارهٔ ۳۷۷ چمن پیرا اگر می دید روی چون بهارش را
  18. غزل شمارهٔ ۳۷۸ ز دست یکدگر شکرلبان گیرند سنگش را
  19. غزل شمارهٔ ۳۷۹ چه خوش باشد در آغوش آورم سرو روانش را
  20. غزل شمارهٔ ۳۸۰ به زلف عنبرین روبند خوبان جلوه گاهش را
  21. غزل شمارهٔ ۳۸۱ کنم نظاره چون بی پرده رخسار نکویش را؟
  22. غزل شمارهٔ ۳۸۲ نگاه عجز باشد گر زبانی هست عاشق را
  23. غزل شمارهٔ ۳۸۳ نه از گل می گشاید دل، نه از گلزار عاشق را
  24. غزل شمارهٔ ۳۸۴ مجو از زاهدان خشک طینت گوهر عرفان
  25. غزل شمارهٔ ۳۸۵ معلم نیست حاجت در تپیدن کشته دل را
  26. غزل شمارهٔ ۳۸۶ سفیدی های مو بیدار کی سازد سیه دل را؟
  27. غزل شمارهٔ ۳۸۷ به دنیای دنی بگذار جسم پای در گل را
  28. غزل شمارهٔ ۳۸۸ مهیا در دل تنگ است برگ عیش بلبل را
  29. غزل شمارهٔ ۳۸۹ نکرد از ناله شبخیز با خود گرمخون گل را
  30. غزل شمارهٔ ۳۹۰ اگر آزاده ای بگذار اسباب تجمل را
  31. غزل شمارهٔ ۳۹۱ به دنیا ساختم مشغول چشم روشن دل را
  32. غزل شمارهٔ ۳۹۲ درین گلشن نباشد نعل در آتش چسان گل را؟
  33. غزل شمارهٔ ۳۹۳ ز ارباب تجرد نیست بر دل بار عالم را
  34. غزل شمارهٔ ۳۹۴ نه آسان است بر گردن گرفتن کار عالم را
  35. غزل شمارهٔ ۳۹۵ به جوش آورد باد نوبهاران خون عالم را
  36. غزل شمارهٔ ۳۹۶ مسوز ای سنگدل از انتظار می کبابم را
  37. غزل شمارهٔ ۳۹۷ مکن یارب گران در منتهای عمر گوشم را
  38. غزل شمارهٔ ۳۹۸ به وحدت می توان کردن سبک غم های عالم را
  39. غزل شمارهٔ ۳۹۹ مکن بی بهره یارب از قبول دل بیانم را
  40. غزل شمارهٔ ۴۰۰ نظر کن در ترازو داری آن خورشید تابان را
  41. غزل شمارهٔ ۴۰۱ به هم پیچد خط مشکین بساط حسن خوبان را
  42. غزل شمارهٔ ۴۰۲ ز باران جمع گردد خاطر آشفته مستان را
  43. غزل شمارهٔ ۴۰۳ ز روی لاله گون متراش خط عنبرافشان را
  44. غزل شمارهٔ ۴۰۴ مکن کوتاه در ایام خط زلف پریشان را
  45. غزل شمارهٔ ۴۰۵ چه داند آن ستمگر قدر دل های پریشان را؟
  46. غزل شمارهٔ ۴۰۶ مسخر کرد خط عنبرین رخسار جانان را
  47. غزل شمارهٔ ۴۰۷ فروغ حسن از خط بیش گردد لاله رویان را
  48. غزل شمارهٔ ۴۰۸ ز سرو و گل چمن مینا و جام آورد مستان را
  49. غزل شمارهٔ ۴۰۹ ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را
  50. غزل شمارهٔ ۴۱۰ ز خلوت نیست بر خاطر غمی وحدت شعاران را
  51. غزل شمارهٔ ۴۱۱ فروغ مهر باشد دیده اخترشماران را
  52. غزل شمارهٔ ۴۱۲ نمی خواهیم روی تلخ ابر نوبهاران را
  53. غزل شمارهٔ ۴۱۳ نسازد رویگردان کثرت لشکر دلیران را
  54. غزل شمارهٔ ۴۱۴ نباشد الفتی با جسم، جان سینه ریشان را
  55. غزل شمارهٔ ۴۱۵ زبان لاف رسوا می کند ناقص کمالان را
  56. غزل شمارهٔ ۴۱۶ محابا نیست از برق حوادث خوشه چینان را
  57. غزل شمارهٔ ۴۱۷ ز رنجش نیست خوشتر هیچ خلقی تندخویان را
  58. غزل شمارهٔ ۴۱۸ گزیری از علایق نیست زیر چرخ یک تن را
  59. غزل شمارهٔ ۴۱۹ متاب از کشتن ما ای غزال شوخ گردن را
  60. غزل شمارهٔ ۴۲۰ بدل زان با تپیدن های دل کردم دویدن را

متن اشعار به نقل از گنجور.