پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۷

فروغ حسن از خط بیش گردد لاله رویان را

که خاموشی بود کمتر، چراغ زیر دامان را

نهان در خط سبز آن لعل شکر بار را بنگر

ندیدی زیر بال طوطیان گر شکرستان را

به ریزش می توان داغ سیاهی را ز دل شستن

که باشد ابر بی باران، شب آدینه مستان را

به جوش سینه من برنیاید مهر خاموشی

حبابی پرده داری چون تواند کرد طوفان را؟

حریصان می شوند از دور باش منع مبرم تر

که دندان طمع مسواک سازد چوب دربان را

کریم پاک گوهر چشم سایل را کند روشن

صدف با بسته چشمی می شناسد ابر نیسان را

مگر روی عرقناک ترا دیده است، کز غیرت

ز برگ لاله شبنم بر جگر افشرده دندان را؟

سخن های پریشان مرا نشنیدن اولی تر

که باران اشک حسرت باشد این ابر پریشان را

توان مضمون مکتوب مرا دریافت از عنوان

که چین آستین بر جبهه باشد تنگدستان را

مرا از قرب شبنم در گلستان شد چنین روشن

که خوبان از هوا گیرند صائب پاک چشمان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۹ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۰ز خلوت نیست بر خاطر غمی وحدت شعاران را
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۱فروغ مهر باشد دیده اخترشماران را
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۲نمی خواهیم روی تلخ ابر نوبهاران را
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۳نسازد رویگردان کثرت لشکر دلیران را
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۴نباشد الفتی با جسم، جان سینه ریشان را
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۵زبان لاف رسوا می کند ناقص کمالان را
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۶محابا نیست از برق حوادث خوشه چینان را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.