پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۲

نمی خواهیم روی تلخ ابر نوبهاران را

به مشت خار ما سرگرم کن آتش عذاران را

ز چشم شور زاهد جام در دستم نمکدان شد

سزای آن که در مجلس دهد ره هوشیاران را!

غبار عاشقان چون گردباد از پای ننشیند

گره نتوان زدن در سنگ، خاک بی قراران را

به زخم چنگل شاهین بساز ای کبک بی پروا

به رعنایی بریدی تیغ چندین کوهساران را

چه لازم کلک صائب را گهرریزی سبق دادن؟

چرا ریزش دهد تعلیم کس ابر بهاران را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۴نباشد الفتی با جسم، جان سینه ریشان را
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۵زبان لاف رسوا می کند ناقص کمالان را
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۶محابا نیست از برق حوادث خوشه چینان را
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۷ز رنجش نیست خوشتر هیچ خلقی تندخویان را
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۸گزیری از علایق نیست زیر چرخ یک تن را
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۹متاب از کشتن ما ای غزال شوخ گردن را
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۰بدل زان با تپیدن های دل کردم دویدن را
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۱ز مهر و ماه سازد سیر، رویت چشم روزن را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.