پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۳

نسازد رویگردان کثرت لشکر دلیران را

نیستان مانع از جولان جرأت نیست شیران را

منه انگشت بر حرف کسان، ایمن شو از آفت

که جز تخم عداوت نیست حاصل خرده گیران را

مگس را بی تردد عنکبوت آرد به دام خود

ید طولاست در تحصیل روزی گوشه گیران را

دعای جوشن خرمن بود دلجویی موران

رعایت کن برای حفظ جمعیت فقیران را

شود از قرب منزل شوق رهرو بیش، حیرانم

که چون دلبستگی باشد به دنیا بیش پیران را؟

سگ لیلی ز آهو صد بیابان است وحشی تر

وگرنه می توان کردن چو مجنون رام شیران را

کدامین نغمه سنج آمد به این بستانسرا صائب؟

که از خجلت نفس در دل گره شد خوش صفیران را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۵زبان لاف رسوا می کند ناقص کمالان را
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۶محابا نیست از برق حوادث خوشه چینان را
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۷ز رنجش نیست خوشتر هیچ خلقی تندخویان را
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۸گزیری از علایق نیست زیر چرخ یک تن را
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۹متاب از کشتن ما ای غزال شوخ گردن را
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۰بدل زان با تپیدن های دل کردم دویدن را
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۱ز مهر و ماه سازد سیر، رویت چشم روزن را
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۲به چشم کم مبین ای کج نظر دلهای پر خون را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.