پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۶

محابا نیست از برق حوادث خوشه چینان را

نمی گیرد گریبان شحنه کوته آستینان را

بهار ساده لوحی خار را گلزار می سازد

خطر از سایه خارست چشم دوربینان را

زبان برق بی زنهار را وا می کنی بر خود

مکن زنهار دور از خرمن خود خوشه چینان را

من آن گیرایی مژگان کزان ابرو کمان دیدم

به جولانگاه کثرت می کشد وحدت گزینان را

به ذوقی بر سر خاکستر ادبار بنشینم

که بر آتش نشاند رشک من مسندنشینان را

اگر صائب ازان آیینه رخسار رویابد

زند مهر خموشی بر دهن حرف آفرینان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۸گزیری از علایق نیست زیر چرخ یک تن را
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۹متاب از کشتن ما ای غزال شوخ گردن را
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۰بدل زان با تپیدن های دل کردم دویدن را
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۱ز مهر و ماه سازد سیر، رویت چشم روزن را
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۲به چشم کم مبین ای کج نظر دلهای پر خون را
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۳نبردم زیر خاک از عجز با خود دعوی خون را
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۴نگه دار از لب پیمانه آن لبهای میگون را
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۵شکوه حسن لیلی آنچنان پر کرد هامون را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.