پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۸

گزیری از علایق نیست زیر چرخ یک تن را

رهایی نیست زین خار شل آیین هیچ دامن را

جنون دوری از عقل گرانجان کرد آزادم

که می گردد دل از سرگشتگی خالی فلاخن را

به پایان زود می آید، بود شمعی که روشنتر

درین عالم اقامت کم بود جانهای روشن را

میسر نیست آزادی ز خود بی همت مردان

که جز رستم برون می آورد از چاه بیژن را؟

دم جانبخش را تأثیر در آهن دلان نبود

نسازد قرب روح الله روشن، چشم سوزن را

ندارد سیری از روی نکو، چشم نظربازان

تهی چشمی نگردد کم ز مهر و ماه، روزن را

ندارد عاقبت بین شکوه صائب از سیه بختی

که حق بیش است بر آیینه از گلزار، گلخن را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۰بدل زان با تپیدن های دل کردم دویدن را
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۱ز مهر و ماه سازد سیر، رویت چشم روزن را
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۲به چشم کم مبین ای کج نظر دلهای پر خون را
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۳نبردم زیر خاک از عجز با خود دعوی خون را
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۴نگه دار از لب پیمانه آن لبهای میگون را
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۵شکوه حسن لیلی آنچنان پر کرد هامون را
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۶ز بس اندیشه لیلی به هم پیچید مجنون را
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۷خموشی مهر خاموشی زند بر لب سخن چین را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.