پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۵

شکوه حسن لیلی آنچنان پر کرد هامون را

که از جمعیت آهو، حصاری ساخت مجنون را

چنان باشند وحشت دیدگان جویای یکدیگر

که می آید رم آهو به استقبال مجنون را

اگر دست از دهان آه آتشبار بردارم

مشبک همچو مجمر می توانم ساخت گردون را

نمیرد هر که با معشوق در یک پیرهن باشد

وصال گنج دارد زنده زیر خاک قارون را

نگردد منقطع فیض بزرگان در تهیدستی

که خم چون شد تهی، دارالامانی شد فلاطون را

سر از خجلت ز زیر بال قمری برنمی آرد

مگر دیده است سرو بوستان آن قد موزون را؟

ز کاوش بیش آب چشمه ها افزون شود صائب

تهی ازگریه نتوان ساخت دل های پر از خون را

اگر چه نیست قدر خاک، شعر تازه را صائب

همان ارباب نظم از یکدگر دزدند مضمون را!

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۷خموشی مهر خاموشی زند بر لب سخن چین را
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۸طلایی شد چمن ساقی بگردان جام زرین را
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۹اگر چه رنگ آن گل می برد از کار گلچین را
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۰چه پروا از عتاب و ناز عشاق بلاجو را
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۱به هر تردامنی منمای آن آیینه رو را
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۲تهی چشمان چه می‌دانند قدر روی نیکو را
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۳صفای ساعدت نیلی شمارد دست موسی را
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۴سمندر کرد اشک گرم من مرغان آبی را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.