پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۰

چه پروا از عتاب و ناز عشاق بلاجو را

که عاشق مد احسان می شمارد چین ابرو را

به شرم آشنایی برنمی آید نگاه من

ز من بیگانه کن ای ناز تا ممکن بود او را

همان زهر شکایت از لبم در وصل می ریزد

شکر شیرین نمی سازد مذاق طفل بدخو را

ندارد داغ عشق گلعذاران حاصلی صائب

برون ریز از بغل زنهار این گلهای بی بو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۲تهی چشمان چه می‌دانند قدر روی نیکو را
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۳صفای ساعدت نیلی شمارد دست موسی را
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۴سمندر کرد اشک گرم من مرغان آبی را
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۵هوا ابرست، پر کن از شراب ناب کشتی را
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۶دلم خاک مراد خویش داند نامرادی را
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۷مده در جوش گل چون لاله از کف میگساری را
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۸خوش آن آزاده کز مردم نهان دارد فقیری را
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۹ز اسرار حقیقت بهره ور کن عشقبازی را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.