پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۴

سمندر کرد اشک گرم من مرغان آبی را

ز گوهر چون صدف پر ساخت گردون حبابی را

بهاران را به غفلت مگذران چون لاله از مستی

غنیمت دان چو نرگس دولت بیدار خوابی را

شقایق حقه تریاک تا گردید، دانستم

که افیونی کند آخر خمار می شرابی را

غنیمت دان در اینجا این دو نعمت را، که در جنت

نخواهی یافت خط سبز و رنگ آفتابی را

بخیل آسوده است از فکر تعمیر دل سایل

که چشم جغد داند توتیا گرد خرابی را

نگردد جمع با طول امل جمعیت خاطر

خلاصی از کشاکش نیست این موج سرابی را

مقام گوهر شهوار در گنجینه می باید

بیاض از سینه باید ساخت شعر انتخابی را

زبان در مجلس روشندلان خاموش می باید

که نوری نیست در سیما چراغ ماهتابی را

غزل گویی به صائب ختم شد از نکته پردازان

رباعی گر مسلم شد ز موزونان سحابی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۶دلم خاک مراد خویش داند نامرادی را
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۷مده در جوش گل چون لاله از کف میگساری را
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۸خوش آن آزاده کز مردم نهان دارد فقیری را
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۹ز اسرار حقیقت بهره ور کن عشقبازی را
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۰گر آن شیرین سخن تلقین کند گفتار طوطی را
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۱تکلف نیست در گفتار رند لاابالی را
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۲به عصیان مگذران زنهار ایام جوانی را
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۳مده از دست در پیری شراب ارغوانی را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.