پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۹

اگر چه رنگ آن گل می برد از کار گلچین را

همان از شوخی بو می کند بیدار گلچین را

به روی غیر می خندد نگار من، نمی داند

که رغبت می فزاید از گل بی خار گلچین را

هوس را در حریم حسن رو دادن به آن ماند

که خار از دست بیرون آورد گلزار گلچین را

مرا از روی شرم آلود او روشن شد این معنی

که خواهد دید آن گل پشت سر بسیار گلچین را

ز قرب بوالهوس در آتشم، با آن که می دانم

که خواهد سوختن آن آتشین رخسار گلچین را

جگر را در ذوق داغش کرد گرم عشقبازی ها

به گلشن می دواند گرمی بازار گلچین را

ز قرب بوالهوس صد خار دارم در جگر صائب

چسان بلبل تواند دید در گلزار گلچین را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۱به هر تردامنی منمای آن آیینه رو را
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۲تهی چشمان چه می‌دانند قدر روی نیکو را
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۳صفای ساعدت نیلی شمارد دست موسی را
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۴سمندر کرد اشک گرم من مرغان آبی را
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۵هوا ابرست، پر کن از شراب ناب کشتی را
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۶دلم خاک مراد خویش داند نامرادی را
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۷مده در جوش گل چون لاله از کف میگساری را
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۸خوش آن آزاده کز مردم نهان دارد فقیری را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.