پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۴

نگه دار از لب پیمانه آن لبهای میگون را

که با خون شسته است ای خونی شرم و حیا خون را؟

مشو غافل ز مکر دختر رز هوش اگر داری

که این مکار می گیرد رگ خواب فلاطون را

حریف زخم دندان ملامت نیست لبهایت

مکن نقل حریم میکشان آن نقل موزون را

نمی ارزد به حرف تلخ، عیش باده شیرین

پی یک قطره می بر لب منه صد کاسه خون را

حدیث توبه را با ساده لوحان در میان افکن

مکن در کار پی بر کردگان این نعل وارون را

خرام بی خودی دست طمع در آستین دارد

مده در مجلس می جلوه آن بالای موزون را

به عذر آن که نشنیدی نصیحت های صائب را

به شیرینی بگیر از دست او این کاسه خون را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۶ز بس اندیشه لیلی به هم پیچید مجنون را
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۷خموشی مهر خاموشی زند بر لب سخن چین را
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۸طلایی شد چمن ساقی بگردان جام زرین را
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۹اگر چه رنگ آن گل می برد از کار گلچین را
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۰چه پروا از عتاب و ناز عشاق بلاجو را
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۱به هر تردامنی منمای آن آیینه رو را
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۲تهی چشمان چه می‌دانند قدر روی نیکو را
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۳صفای ساعدت نیلی شمارد دست موسی را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.