پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۷

ز رنجش نیست خوشتر هیچ خلقی تندخویان را

چو پشت سر نباشد عذرخواهی زشت رویان را

ز دست عقل دور اندیش کاری برنمی آید

مسخر می کند دیوانگی زنجیرمویان را

چراغ بی زوال حسن خاموشی نمی داند

دم عیسی است باد صبح شمع لاله رویان را

نگرداند عقیق از کاوش الماس روی خود

دم شمشیر، صبح عید باشد نامجویان را

برون پرداز هیهات است در فکر درون باشد

لباس دل غبارآلود باشد جامه شویان را

به گرد گل هجوم خار دیدم، شد یقین صائب

که بدخویی حصار عافیت باشد نکویان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۹متاب از کشتن ما ای غزال شوخ گردن را
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۰بدل زان با تپیدن های دل کردم دویدن را
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۱ز مهر و ماه سازد سیر، رویت چشم روزن را
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۲به چشم کم مبین ای کج نظر دلهای پر خون را
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۳نبردم زیر خاک از عجز با خود دعوی خون را
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۴نگه دار از لب پیمانه آن لبهای میگون را
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۵شکوه حسن لیلی آنچنان پر کرد هامون را
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۶ز بس اندیشه لیلی به هم پیچید مجنون را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.