پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۲

به چشم کم مبین ای کج نظر دلهای پر خون را

که ناز خیمه لیلی است در سر، داغ مجنون را

به مژگان تر من قطره خون را تماشا کن

ندیدی گر به دوش کوهکن تمثال گلگون را

نظربندست عاشق رو به هر جانب که می آرد

غزالان را ببین چون در میان دارند مجنون را

تو گر هموار باشی، آسمان هموار می گردد

که از سیلاب در خاطر غباری نیست هامون را

خرام بیخودی دست طمع در آستین دارد

مده در مجلس می جلوه آن بالای موزون را

به غیر از دختر رز کیست در میخانه همت

که بخشد گوشه ای، از خاک بردارد فلاطون را

درین صحرای وحشت آشنارویی نمی بینم

مگر زنجیر بر زانو گذارد پای مجنون را

به مضمون گرچه از خط می رسند اهل نظر صائب

خط او پرده فهمیدگی گردید مضمون را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۴نگه دار از لب پیمانه آن لبهای میگون را
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۵شکوه حسن لیلی آنچنان پر کرد هامون را
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۶ز بس اندیشه لیلی به هم پیچید مجنون را
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۷خموشی مهر خاموشی زند بر لب سخن چین را
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۸طلایی شد چمن ساقی بگردان جام زرین را
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۹اگر چه رنگ آن گل می برد از کار گلچین را
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۰چه پروا از عتاب و ناز عشاق بلاجو را
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۱به هر تردامنی منمای آن آیینه رو را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.