پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۸

ز سرو و گل چمن مینا و جام آورد مستان را

ز بلبل مطرب رنگین کلام آورد مستان را

مکرر بود وضع روز وشب، آن ساقی جان ها

ز زلف و عارض خود صبح و شام آورد مستان را

کمندی از خط بغداد سامان داد جام می

به سیر روضه دارالسلام آورد مستان را

که می گنجد دگر در جامه کز گلزار بیرنگی

نسیم صبحدم چندین پیام آورد مستان را

بنه بر طاق نسیان زهد را چون شیشه خالی

درین موسم که سنگ از لاله جام آورد مستان را

مشو غمگین در میخانه را گر محتسب گل زد

که جوش گل شراب لعل فام آورد مستان را

به هشیاران فشان این دانه تسبیح را زاهد

که ابر از رشته باران به دام آورد مستان را

کمند جذبه حب الوطن از وادی غربت

به دریا همچو سیل خوشخرام آورد مستان را

به قول عارف رومی سخن را ختم کن صائب

که ساقی هر چه درباید، تمام آورد مستان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۰ز خلوت نیست بر خاطر غمی وحدت شعاران را
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۱فروغ مهر باشد دیده اخترشماران را
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۲نمی خواهیم روی تلخ ابر نوبهاران را
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۳نسازد رویگردان کثرت لشکر دلیران را
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۴نباشد الفتی با جسم، جان سینه ریشان را
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۵زبان لاف رسوا می کند ناقص کمالان را
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۶محابا نیست از برق حوادث خوشه چینان را
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۷ز رنجش نیست خوشتر هیچ خلقی تندخویان را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.