پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۰

ز خلوت نیست بر خاطر غمی وحدت شعاران را

گره در دل ز پیوندست دایم شاخساران را

حریف خیره چشمان نیست حسن شرمناک تو

مکن زنهار دور از بزم خود ما خاکساران را

قبول عشق چون فرهاد هر کس را کمر بندد

ز جان سختی کند دندانه تیغ کوهساران را

گرانسنگی فلاخن را پر پرواز می گردد

به کوه صبر نتوان داد تسکین بی قراران را

من بی دست و پا زین خردسالان چون ستانم دل؟

که نتواند رسید آتش به گرد این نی سواران را

همانا هم قسم گشتند با هم لاله رخساران

که خون سازند در دل بوسه امیدواران را

به شرم من ندارد عندلیبی یاد، این گلشن

که زیر بال و پر بردم به سر فصل بهاران را

منه زنهار بیرون پای از حد گلیم خود

کز افتادن خطر کمتر بود دامن سواران را

مرا کرده است صائب بی دل و دین گردش چشمی

که سازد نقل مجلس سبحه پرهیزگاران را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۲نمی خواهیم روی تلخ ابر نوبهاران را
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۳نسازد رویگردان کثرت لشکر دلیران را
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۴نباشد الفتی با جسم، جان سینه ریشان را
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۵زبان لاف رسوا می کند ناقص کمالان را
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۶محابا نیست از برق حوادث خوشه چینان را
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۷ز رنجش نیست خوشتر هیچ خلقی تندخویان را
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۸گزیری از علایق نیست زیر چرخ یک تن را
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۹متاب از کشتن ما ای غزال شوخ گردن را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.