پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۹

ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را

که افزاید رسایی از گره در رشته باران را

ز طوفان پنجه مرجان نگردد بحر را مانع

کجا ساکن کند دست نوازش بی قراران را؟

به قدر سعی، از مقصود هر کس بهره ای دارد

که منزل پیش پای خود بود، دامن سواران را

چه پروای دل صد پاره دارد تیغ سیرابش؟

که هر برگی زبان شکر باشد نوبهاران را

به ابر امید دارد دانه تا زیر زمین باشد

نظر بر عالم بالاست دایم خاکساران را

به خورشید درخشان، نسبت همت بود تهمت

که ریزش اختیاری نیست دست رعشه داران را

علایق را بود کوتاه، دست از دامن همت

ز گرد ره نباشد زحمتی گردون سواران را

به خط امیدها دارد دل بی طاقت عاشق

که وقت شام، صبح عید باشد روزه داران را

نسازد مایه داران مروت را زیان غمگین

نشاط باخت بیش از برد باشد خوش قماران را

به عقل شیشه دل باشد گران حرف ملامتگر

سر دیوانه گلریزان شمارد سنگباران را

نمی پیچد سر از سنگ ملامت هر که مجنون شد

که سازد سرخ رو سنگ محک کامل عیاران را

ز خوشوقتی گوارا می شود هر ناخوشی صائب

که چشم شور کوکب نقل باشد میگساران را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۱فروغ مهر باشد دیده اخترشماران را
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۲نمی خواهیم روی تلخ ابر نوبهاران را
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۳نسازد رویگردان کثرت لشکر دلیران را
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۴نباشد الفتی با جسم، جان سینه ریشان را
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۵زبان لاف رسوا می کند ناقص کمالان را
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۶محابا نیست از برق حوادث خوشه چینان را
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۷ز رنجش نیست خوشتر هیچ خلقی تندخویان را
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۸گزیری از علایق نیست زیر چرخ یک تن را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.