پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۶

مسخر کرد خط عنبرین رخسار جانان را

پری آورد در زیر نگین ملک سلیمان را

لب جان بخش او را نیست پروای خط مشکین

سیاهی نیل چشم زخم باشد آب حیوان را

یکی صد شد ز خط عنبرین آن حسن روزافزون

شبستان سرمه روشندلی شد شمع تابان را

چو شد نومید ازان رخسار نازک قطره شبنم

ز برگ لاله و گل بر جگر افشرد دندان را

به طفل نی سواری داده ام دل را ز بی باکی

که بر شیران کند انگشت زنهاری نیستان را

مکن تعجیل در قطع علایق چون سبکساران

به همواری برون آور ز چنگ خار دامان را

گر از اوضاع دنیا درهمی صائب نظر وا کن

که بیداری بود لاحول، این خواب پریشان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۸ز سرو و گل چمن مینا و جام آورد مستان را
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۹ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۰ز خلوت نیست بر خاطر غمی وحدت شعاران را
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۱فروغ مهر باشد دیده اخترشماران را
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۲نمی خواهیم روی تلخ ابر نوبهاران را
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۳نسازد رویگردان کثرت لشکر دلیران را
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۴نباشد الفتی با جسم، جان سینه ریشان را
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۵زبان لاف رسوا می کند ناقص کمالان را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.