پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۹

ز آه سرد پروا نیست عشاق بلاکش را

کند بر دود صبر آن کس که می افروزد آتش را

فلک با مردم ممتاز خصمی بیشتر دارد

کمان اول کند آواره تیر روی ترکش را

به فریاد سپند ما درین محفل که پردازد؟

که اخگر در گریبان است از خوی تو آتش را

ز ابراهیم ادهم شهسواری پیش می افتد

که در دولت نگه دارد عنان نفس سرکش را

دوام عشق اگر خواهی، مکن با وصل آمیزش

که آب زندگی هم می کند خاموش آتش را

اگر روشندلی، راه از تو چندان نیست تا گردون

که چون شبنم سفر آسان بود جان های بی غش را

خرد را پیروی از راه حاجت می کند نادان

وگرنه کور از خود کورتر خواهد عصاکش را

به نور دل توان از ظلمت هستی برون آمد

علاجی نیست جز بیداری این خواب مشوش را

ازان با وسعت مشرب ز مذهب ساختم صائب

که یک آهوی وحشی نیست آن صحرای دلکش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۱ز خط عنبرین زیبد نقاب آن روی دلکش را
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۲گل‌اندامی که می‌دادم به خون دیده آبش را
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۳ز روی آتشینش حیرتی رو داد آتش را
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۴به مژگان خارخار از سینه می رویاند آتش را
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۵به ساغر احتیاجی نیست حسن نیم مستش را
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۶به عزم صید چین سازد چو زلف صیدبندش را
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۷چمن پیرا اگر می دید روی چون بهارش را
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۸ز دست یکدگر شکرلبان گیرند سنگش را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.