پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۹

مکن بی بهره یارب از قبول دل بیانم را

به زهر چشم خوبان آب ده تیغ زبانم را

تهیدستی ندارد برگریز نیستی در پی

نگه دار از شبیخون بهاران گلستانم را

چو طوطی لوح تعلیمم ده از آیینه رخساران

مکن چون پسته سبز از خامشی تیغ زبانم را

ز خاک آستانت رو به هر جانب که می آرم

سر زلف گرهگیر تو می پیچد عنانم را

من آن رنگین نوا مرغم که در هر گلشنی باشم

ز دست یکدگر گلها ربایند آشیانم را

تو با این ناز تا در خلوت آغوش می آیی

تپیدن می کند از مغز خالی استخوانم را

(ثبات پا کرم کردی، عزیمت هم کرامت کن

گران کردی رکابم را، سبک گردان عنانم را)

(سبکروحی چو باد صبح در گلشن نمی آید

که ریزد در قدم چون برگ گل صائب بیانم را)

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰۱به هم پیچد خط مشکین بساط حسن خوبان را
  2. غزل شمارهٔ ۴۰۲ز باران جمع گردد خاطر آشفته مستان را
  3. غزل شمارهٔ ۴۰۳ز روی لاله گون متراش خط عنبرافشان را
  4. غزل شمارهٔ ۴۰۴مکن کوتاه در ایام خط زلف پریشان را
  5. غزل شمارهٔ ۴۰۵چه داند آن ستمگر قدر دل های پریشان را؟
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۶مسخر کرد خط عنبرین رخسار جانان را
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۷فروغ حسن از خط بیش گردد لاله رویان را
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۸ز سرو و گل چمن مینا و جام آورد مستان را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.