پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۱ ز مهر و ماه سازد سیر، رویت چشم روزن را
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۲ به چشم کم مبین ای کج نظر دلهای پر خون را
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۳ نبردم زیر خاک از عجز با خود دعوی خون را
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۴ نگه دار از لب پیمانه آن لبهای میگون را
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۵ شکوه حسن لیلی آنچنان پر کرد هامون را
  6. غزل شمارهٔ ۴۲۶ ز بس اندیشه لیلی به هم پیچید مجنون را
  7. غزل شمارهٔ ۴۲۷ خموشی مهر خاموشی زند بر لب سخن چین را
  8. غزل شمارهٔ ۴۲۸ طلایی شد چمن ساقی بگردان جام زرین را
  9. غزل شمارهٔ ۴۲۹ اگر چه رنگ آن گل می برد از کار گلچین را
  10. غزل شمارهٔ ۴۳۰ چه پروا از عتاب و ناز عشاق بلاجو را
  11. غزل شمارهٔ ۴۳۱ به هر تردامنی منمای آن آیینه رو را
  12. غزل شمارهٔ ۴۳۲ تهی چشمان چه می‌دانند قدر روی نیکو را
  13. غزل شمارهٔ ۴۳۳ صفای ساعدت نیلی شمارد دست موسی را
  14. غزل شمارهٔ ۴۳۴ سمندر کرد اشک گرم من مرغان آبی را
  15. غزل شمارهٔ ۴۳۵ هوا ابرست، پر کن از شراب ناب کشتی را
  16. غزل شمارهٔ ۴۳۶ دلم خاک مراد خویش داند نامرادی را
  17. غزل شمارهٔ ۴۳۷ مده در جوش گل چون لاله از کف میگساری را
  18. غزل شمارهٔ ۴۳۸ خوش آن آزاده کز مردم نهان دارد فقیری را
  19. غزل شمارهٔ ۴۳۹ ز اسرار حقیقت بهره ور کن عشقبازی را
  20. غزل شمارهٔ ۴۴۰ گر آن شیرین سخن تلقین کند گفتار طوطی را
  21. غزل شمارهٔ ۴۴۱ تکلف نیست در گفتار رند لاابالی را
  22. غزل شمارهٔ ۴۴۲ به عصیان مگذران زنهار ایام جوانی را
  23. غزل شمارهٔ ۴۴۳ مده از دست در پیری شراب ارغوانی را
  24. غزل شمارهٔ ۴۴۴ به آهی می توان از خود برآوردن جهانی را
  25. غزل شمارهٔ ۴۴۵ نه هر چشمی سزاوارست رخسار معانی را
  26. غزل شمارهٔ ۴۴۶ کسوفی هست دایم آفتاب زندگانی را
  27. غزل شمارهٔ ۴۴۷ غنیمت دان درین وحشت سرا خلوت گزینی را
  28. غزل شمارهٔ ۴۴۸ زر و سیم جهان در پرده دارد عمر کاهی را
  29. غزل شمارهٔ ۴۴۹ رسانیده است حسن او به جایی بی وفایی را
  30. غزل شمارهٔ ۴۵۰ خرابی باعث تعمیر باشد بینوایی را
  31. غزل شمارهٔ ۴۵۱ کند لیلی چنین گر جلوه مستانه در صحرا
  32. غزل شمارهٔ ۴۵۲ به دل های پر از خون حرف آن زلف دو تا بگشا
  33. غزل شمارهٔ ۴۵۳ ندارد حاجت مشاطه روی گلعذار ما
  34. غزل شمارهٔ ۴۵۴ ز خط سبز شد فیروزه ای لعل نگار ما
  35. غزل شمارهٔ ۴۵۵ نباشد چون تن آسانان ز خورد و خواب عیش ما
  36. غزل شمارهٔ ۴۵۶ فلک پرواز سازد آه را درد گران ما
  37. غزل شمارهٔ ۴۵۷ رموز سرگذشت عاشقان گر دیدنی دارد
  38. غزل شمارهٔ ۴۵۸ ز تأثیر دل بیدار، چشم تر شود بینا
  39. غزل شمارهٔ ۴۵۹ می جان بخش اگر چه جام زر می گیرد از مینا
  40. غزل شمارهٔ ۴۶۰ اگر این بار می آید به دستم گردن مینا
  41. غزل شمارهٔ ۴۶۱ مدار از دامن شب دست وقت عرض مطلب‌ها
  42. غزل شمارهٔ ۴۶۲ ندارد خواب چشم عاشق دیوانه در شب‌ها
  43. غزل شمارهٔ ۴۶۳ ز سختی‌های عالم قانعان را هست لذت‌ها
  44. غزل شمارهٔ ۴۶۴ زهی ز اندیشه لعل تو پرخون جام فکرت‌ها
  45. غزل شمارهٔ ۴۶۵ مدار از منزل‌آرایان طمع معماری دل‌ها
  46. غزل شمارهٔ ۴۶۶ به یک پیمانهٔ می، کرد ساقی حل مشکل‌ها
  47. غزل شمارهٔ ۴۶۷ اگر مردی مرو در پرده ناموس چون زن‌ها
  48. غزل شمارهٔ ۴۶۸ زهی از غیرت رویت گریبان چاک گلشن‌ها
  49. غزل شمارهٔ ۴۶۹ مباش ای رهنورد عشق نومید از تپیدن‌ها
  50. غزل شمارهٔ ۴۷۰ ز خرمن صلح کن با دانه‌ای از دوربینی‌ها
  51. غزل شمارهٔ ۴۷۱ ترا پر چون صدف شد گوش از سیماب در دریا
  52. غزل شمارهٔ ۴۷۲ به هر شورش مده چون موج از کف دامن دریا
  53. غزل شمارهٔ ۴۷۳ نماند از نارسایی مدی از احسان درین دریا
  54. غزل شمارهٔ ۴۷۴ چسان گردد تهی از عقد گوهر سینه دریا؟
  55. غزل شمارهٔ ۴۷۵ محمل شوق کجا، کعبه امید کجا
  56. غزل شمارهٔ ۴۷۶ من و مصری که شکرخیز بود خاک آنجا
  57. غزل شمارهٔ ۴۷۷ صاف گشتن ز خودی باده ناب است اینجا
  58. غزل شمارهٔ ۴۷۸ هر که هست، از می دیدار تو مست است اینجا
  59. غزل شمارهٔ ۴۷۹ سخن از صلح مگو، عالم جنگ است اینجا
  60. غزل شمارهٔ ۴۸۰ مستی و بی خبری رتبه عام است اینجا

متن اشعار به نقل از گنجور.