پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۸

ز تأثیر دل بیدار، چشم تر شود بینا

که ماه از نور خورشید بلند اختر شود بینا

نبرد از چشم سوزن قرب عیسی عیب کوری را

محال است از جواهر سرمه بد گوهر شود بینا

به چشم کم مبین ای ساده دل ما تیره روزان را

که صد آیینه از یک مشت خاکستر شود بینا

ببر زین خاکدان زنهار با خود سرمه بینش

وگرنه کور هیهات است در محشر شود بینا

نمی گردد هلال و بدر چون مه، مهر روشندل

محال است از حوادث فربه و لاغر شود بینا

نمی آید به کار پاک طینت بینش ظاهر

که افتد از بهای خویش چون گوهر شود بینا

عزیزان نیستند از پرده اسباب مستغنی

ز بوی پیرهن یعقوب پیغمبر شود بینا

بلند و پست عالم می کند افزون بصیرت را

معلم بیش در دریای بی لنگر شود بینا

ز سیل تیره حسن سعی دریا می شود ظاهر

که از آیینه تاریک، روشنگر شود بینا

مقیم آستان فیض بخش عشق شو صائب

که نابینا شود گر حلقه این در، شود بینا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۰اگر این بار می آید به دستم گردن مینا
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۱مدار از دامن شب دست وقت عرض مطلب‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۲ندارد خواب چشم عاشق دیوانه در شب‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۳ز سختی‌های عالم قانعان را هست لذت‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۴زهی ز اندیشه لعل تو پرخون جام فکرت‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۵مدار از منزل‌آرایان طمع معماری دل‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۶به یک پیمانهٔ می، کرد ساقی حل مشکل‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۷اگر مردی مرو در پرده ناموس چون زن‌ها
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.