پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۵

مدار از منزل‌آرایان طمع معماری دل‌ها

که وسعت رفت از دست و دل مردم به منزل‌ها

سیه شد بس که عالم از چراغ مرده‌دل‌ها

نمی‌بینند پیش پای خود را شمع محفل‌ها

دل بیدار می‌باید درین وادی، توجه کن

که من با پای خواب‌آلود کردم قطع منزل‌ها

نصیب دور گردان گوهر سیراب چون گردد؟

ازآن دریا که با این قرب، لب‌خشکند ساحل‌ها

بنای کعبه و بیت الصنم کردند بیکاران

گل و خشتی که بر جا مانده بود از کعبه دل‌ها

زبان بستم، گشاد دل ز صد جانب درون آمد

نظر پوشیدم، از پیش نظر برخاست حایل‌ها

به نومیدی مده تن گرچه در کام نهنگ افتی

که دارد در دل گرداب، بحر عشق ساحل‌ها

نمی‌بود این قدر خواب غرور دلبران سنگین

اگر می‌داشت آوازی شکست شیشه دل‌ها

به لیلی متهم دارند مجنون را، ازین غافل

که دارد گفتگوی مردم دیوانه محمل‌ها

هزاران عقده چون انگور در دل داشتم صائب

به یک پیمانه می‌کرد ساقی حل مشکل‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۷اگر مردی مرو در پرده ناموس چون زن‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۸زهی از غیرت رویت گریبان چاک گلشن‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۹مباش ای رهنورد عشق نومید از تپیدن‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۰ز خرمن صلح کن با دانه‌ای از دوربینی‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۱ترا پر چون صدف شد گوش از سیماب در دریا
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۲به هر شورش مده چون موج از کف دامن دریا
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۳نماند از نارسایی مدی از احسان درین دریا
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۴چسان گردد تهی از عقد گوهر سینه دریا؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.