پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۴

چسان گردد تهی از عقد گوهر سینه دریا؟

که هر موج خطر قفلی است بر گنجینه دریا

ندارد تربیت تأثیر در دلهای ظلمانی

که عنبر را نسازد پخته جوش سینه دریا

تپیدن گوهرم را قطره سیماب می سازد

چو می افتم به فکر صحبت دیرینه دریا

به وصل گوهر شهوار آسان نیست پیوستن

که هر گرداب باشد مهر بر گنجینه دریا

دل پر خون مرا آزاد کرد از قید خودبینی

که شوید عکس را از چهره ها آیینه دریا

میندیش از غبار معصیت با رحمت یزدان

که گردد صاف سیلی از سینه بی کینه دریا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۶من و مصری که شکرخیز بود خاک آنجا
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۷صاف گشتن ز خودی باده ناب است اینجا
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۸هر که هست، از می دیدار تو مست است اینجا
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۹سخن از صلح مگو، عالم جنگ است اینجا
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۰مستی و بی خبری رتبه عام است اینجا
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۱همه کس طالب آن سرو روان است اینجا
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۲فتنه روز جزا خانه نشین است اینجا
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۳خام ماندم ز می کهنه کشیدم تا دست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.