پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۷

صاف گشتن ز خودی باده ناب است اینجا

دست شستن ز جهان عالم آب است اینجا

همه از درد طلب نعل در آتش دارند

کوه چون ریگ روان پا به رکاب است اینجا

نیست زان گوهر نایاب کسی را خبری

چشم غواص تهی تر ز حباب است اینجا

وصل، از حیرت سرشار، جدایی شده است

در دل بحر، گهر طالب آب است اینجا

فارغ از گردش چرخند ز خود بی خبران

موج شمشیر حوادث رگ خواب است اینجا

در ته گرد یتیمی گهری پنهان هست

پرده گنج بود هر که خراب است اینجا

هر چه از عمر به غفلت گذرد عمر مدان

کز نفس آنچه شمرده است حساب است اینجا

می شود دشمن سرکش به تحمل مغلوب

خاک در کشتن آتش به از آب است اینجا

ناز دولت نکشند اهل قناعت صائب

کمر و تاج کم از موج و حباب است اینجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۹سخن از صلح مگو، عالم جنگ است اینجا
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۰مستی و بی خبری رتبه عام است اینجا
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۱همه کس طالب آن سرو روان است اینجا
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۲فتنه روز جزا خانه نشین است اینجا
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۳خام ماندم ز می کهنه کشیدم تا دست
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۴نیست در دیده ما منزلتی دنیا را
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۵آرزو چند به هر سوی کشاند ما را؟
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۶می شود راز دل از جبهه نمایان ما را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.