پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۱

ترا پر چون صدف شد گوش از سیماب در دریا

وگرنه حلقه ذکری است هر گرداب در دریا

ز عادت پرده غفلت شود اسباب آگاهی

که ماهی بستر و بالین کند از آب در دریا

خیال یار را در دیده عاشق تماشا کن

که دارد شور دیگر پرتو مهتاب در دریا

حریم وصل را حیرانیی در پرده می باشد

که شوق آب، ماهی را کند قلاب در دریا

به قسمت می توان برخورد از روزی، نه جمعیت

که از جای دگر گردد صدف سیراب در دریا

غریق عشق بر گرد سر هر قطره می گردد

که ماهی را بود هر موجه ای محراب در دریا

چنین کز گرد عصیان تیره گردیده است جان من

عجب دارم که گردد روشن این سیلاب در دریا

چو دل شد آب، از دل سربرآرد آرزوی دل

که از دریا زند سر مهر عالمتاب در دریا

نگردد آب تا صائب دلت از داغ نومیدی

نخواهی دید روی گوهر نایاب در دریا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۳نماند از نارسایی مدی از احسان درین دریا
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۴چسان گردد تهی از عقد گوهر سینه دریا؟
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۵محمل شوق کجا، کعبه امید کجا
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۶من و مصری که شکرخیز بود خاک آنجا
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۷صاف گشتن ز خودی باده ناب است اینجا
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۸هر که هست، از می دیدار تو مست است اینجا
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۹سخن از صلح مگو، عالم جنگ است اینجا
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۰مستی و بی خبری رتبه عام است اینجا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.