پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۶

به یک پیمانهٔ می، کرد ساقی حل مشکل‌ها

به یک ناخن، گره وا کرد ماه عید از دل‌ها

غزالی نیست بی‌خلخال در دامان این صحرا

ز بس پاشید از زور جنون من سلاسل‌ها

طلبکار تو چون سیلاب آرامش نمی‌داند

سرانجام اقامت می‌کند بیهوده، منزل‌ها

اگر داری طمع کز بی‌نیازان جهان گردی

مشو در پرده شب غافل از دریوزه دل‌ها

عبث جان می‌کنم، در خاک و خون بیهوده می‌غلتم

نثاری نیست در طالع مرا چون رقص بسمل‌ها

ضعیفان را به منزل می‌رساند بی پر و بالی

ز کف خاشاک را آماده در بحرست ساحل‌ها

چو عشق افتاد خالص، سنگ را دل نرم می‌سازد

کسی پروانه را مانع نمی‌گردد ز محفل‌ها

صدف بی‌ابر هیهات است از دریا گهر گیرد

مده تا ممکن است از دست، دامان وسایل‌ها

ز من رو می‌کند در پرده پنهان یار، ازین غافل

که من کیفیت دیدار می‌یابم ز حایل‌ها

دلی کز عشق دارد درد و داغی، می‌شود ظاهر

نمایان است صائب محمل لیلی ز محمل‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۸زهی از غیرت رویت گریبان چاک گلشن‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۹مباش ای رهنورد عشق نومید از تپیدن‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۰ز خرمن صلح کن با دانه‌ای از دوربینی‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۱ترا پر چون صدف شد گوش از سیماب در دریا
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۲به هر شورش مده چون موج از کف دامن دریا
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۳نماند از نارسایی مدی از احسان درین دریا
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۴چسان گردد تهی از عقد گوهر سینه دریا؟
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۵محمل شوق کجا، کعبه امید کجا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.