پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۷

اگر مردی مرو در پرده ناموس چون زن‌ها

که دود عود از خامی گریزد زیر دامن‌ها

ز اقبال جنون آورده‌ام بیرون ز صحرایی

سر خاری که خون آرد برون از چشم سوزن‌ها

تو با این روی آتشناک، مپسند آفتاب من

که ماند در سیاهی تا قیامت داغ روزن‌ها

دماغی چون چراغ تنگدستان می‌برم بیرون

ازان وادی که از ریگ روان گیرند روغن‌ها

به تیغ کهکشان دارد فلک نازش، نمی‌داند

که می‌باشد سلاح پُردِلان در دست دشمن‌ها

سحاب آبستن بحرست و بحر بستن گوهر

چه آب رو طمع داری ازین آلوده دامن‌ها؟

چرا از من دلی گردد غبارآلود ای همدم؟

مدار آیینه پیش لب مرا هنگام رفتن‌ها

به اشک و آه می‌گیرم پناه از دشمنان صائب

چسان تنها برون آید کسی از عهده تنها؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۹مباش ای رهنورد عشق نومید از تپیدن‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۰ز خرمن صلح کن با دانه‌ای از دوربینی‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۱ترا پر چون صدف شد گوش از سیماب در دریا
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۲به هر شورش مده چون موج از کف دامن دریا
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۳نماند از نارسایی مدی از احسان درین دریا
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۴چسان گردد تهی از عقد گوهر سینه دریا؟
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۵محمل شوق کجا، کعبه امید کجا
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۶من و مصری که شکرخیز بود خاک آنجا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.