پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۷

رموز سرگذشت عاشقان گر دیدنی دارد

خدا را سرسری مگذر ز اوراق خزان ما

اگر در ملک صورت نیست ما را گوشه ای صائب

سواد اعظم معنی است ملک بیکران ما

ندارد زآفتاب تربیت طالع بیان ما

به سیلی رنگ گرداند ثمر در بوستان ما

ندیدیم از سخن فهمان عالم گوشه چشمی

اگر چه سرمه شد از فکر مغز استخوان ما

اگر لیلی، اگر مجنون ز ما دارند تلقین را

به حسن و عشق حق تربیت دارد بیان ما

کلام ما خلایق را به راه راست می آرد

کجی از تیر بیرون می برد زور کمان ما

عزیز قدردانی نیست در مصر سخن سنجی

ندارد ورنه جنسی غیر یوسف کاروان ما

گل خود می شمارد خنده صبح قیامت را

چراغی کز دل بیدار دارد دودمان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۹می جان بخش اگر چه جام زر می گیرد از مینا
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۰اگر این بار می آید به دستم گردن مینا
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۱مدار از دامن شب دست وقت عرض مطلب‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۲ندارد خواب چشم عاشق دیوانه در شب‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۳ز سختی‌های عالم قانعان را هست لذت‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۴زهی ز اندیشه لعل تو پرخون جام فکرت‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۵مدار از منزل‌آرایان طمع معماری دل‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۶به یک پیمانهٔ می، کرد ساقی حل مشکل‌ها
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.