پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۱

مدار از دامن شب دست وقت عرض مطلب‌ها

که باشد بادبان کشتی دل دامن شب‌ها

چه محو ناخدا گردیده‌ای، ای از خدا غافل؟

ندارد این سفر باد مرادی غیر یارب‌ها

ز بی‌دردان علاج درد خود جستن به آن ماند

که خار از پا برون آرد کسی با نیش عقرب‌ها

مرا از قید مذهب‌ها برون آورد عشق او

که چون خورشید طالع شد نهان گردند، کوکب‌ها

نمی‌دانم چه در سر دارد آن معشوق بی‌پروا

که مذهب‌ها گرفت از شوخی او، رنگ مشرب‌ها

چنین گر رهزن اطفال خواهد شد جنون من

به اندک فرصتی دربسته خواهد ماند مکتب‌ها

حجاب عشق اگر مانع نگردد می‌توان دیدن

خط نارسته را چون رشته گوهر ازان لب‌ها

ز شوق گوشه چشم تو ای جان جهان، تا کی

درین صحرای وحشت توتیا گردند قالب‌ها؟

کسی کز مطلب خود بگذرد حاجت روا گردد

ازان صائب ز خاک اهل حق یابند مطلب‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۳ز سختی‌های عالم قانعان را هست لذت‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۴زهی ز اندیشه لعل تو پرخون جام فکرت‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۵مدار از منزل‌آرایان طمع معماری دل‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۶به یک پیمانهٔ می، کرد ساقی حل مشکل‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۷اگر مردی مرو در پرده ناموس چون زن‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۸زهی از غیرت رویت گریبان چاک گلشن‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۹مباش ای رهنورد عشق نومید از تپیدن‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۰ز خرمن صلح کن با دانه‌ای از دوربینی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.