پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۳

ندارد حاجت مشاطه روی گلعذار ما

پر طاوس مستغنی است از نقش و نگار ما

زمین از سایه ما گر شود نیلی، عجب نبود

که کوه قاف می بازد کمر در زیر بار ما

ز طوف ما دل بی درد صاحب درد می گردد

چراغ کشته در می گیرد از خاک مزار ما

شکوه خاکساری خصم را بی دست و پا سازد

شود باریک، دریا چون رسد در جویبار ما

ز بال افشانی جان این چنین معلوم می گردد

که چشم دام زلفی می پرد در انتظار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۵نباشد چون تن آسانان ز خورد و خواب عیش ما
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۶فلک پرواز سازد آه را درد گران ما
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۷رموز سرگذشت عاشقان گر دیدنی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۸ز تأثیر دل بیدار، چشم تر شود بینا
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۹می جان بخش اگر چه جام زر می گیرد از مینا
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۰اگر این بار می آید به دستم گردن مینا
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۱مدار از دامن شب دست وقت عرض مطلب‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۲ندارد خواب چشم عاشق دیوانه در شب‌ها
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.