پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۵

نباشد چون تن آسانان ز خورد و خواب عیش ما

ز اشک و آه می گردد به آب و تاب عیش ما

سر ما گرم از خون جگر چون لاله می گردد

چو بی دردان نباشد از شراب ناب عیش ما

اگر چه رشته ها کوته ز پیچ و تاب می گردد

دو بالا می شود دایم ز پیچ و تاب عیش ما

به سیر ماه از محفل مخوان پروانه ما را

که می گردد خنک از پرتو مهتاب عیش ما

مکن زنهار منع ما ز سیر و دور ای ناصح

که از گردش به پرگارست چون گرداب عیش ما

سبب جویند بهر عیش ما احباب، ازین غافل

که می باشد برون از عالم اسباب عیش ما

شود در حلقه ذکر خدا، دوران ما کامل

یکی صد می شود چون سبحه در محراب عیش ما

اگر چه فیض بسیارست در تنهانشینی ها

یکی صد گردد از جمعیت احباب عیش ما

تو کز خلوت نداری بهره خرج انجمن ها شو

که باشد در صدف چون گوهر سیراب عیش ما

صفای خاطر از ما در طلبکاری مجو صائب

که باشد در وصول بحر چون سیلاب عیش ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۷رموز سرگذشت عاشقان گر دیدنی دارد
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۸ز تأثیر دل بیدار، چشم تر شود بینا
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۹می جان بخش اگر چه جام زر می گیرد از مینا
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۰اگر این بار می آید به دستم گردن مینا
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۱مدار از دامن شب دست وقت عرض مطلب‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۲ندارد خواب چشم عاشق دیوانه در شب‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۳ز سختی‌های عالم قانعان را هست لذت‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۴زهی ز اندیشه لعل تو پرخون جام فکرت‌ها
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.