پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۴

ز خط سبز شد فیروزه ای لعل نگار ما

جواهر سرمه ای می خواست چشم اشکبار ما

اگر چه بی صفا گردد ز گرد آیینه روشن

یکی صد شد ز گرد خط، صدای گلعذار ما

خط آزادی اغیار شد گر خط شبرنگش

شب قدری است بهر دیده شب زنده دار ما

نگه دارد خدا از چشم بد آن روی نو خط را!

که دام عنبرین سامان دهد بهر شکار ما

درین فرصت که خط پیچید دست زلف ظالم را

مشو غافل ز احوال دل امیدوار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۶فلک پرواز سازد آه را درد گران ما
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۷رموز سرگذشت عاشقان گر دیدنی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۸ز تأثیر دل بیدار، چشم تر شود بینا
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۹می جان بخش اگر چه جام زر می گیرد از مینا
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۰اگر این بار می آید به دستم گردن مینا
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۱مدار از دامن شب دست وقت عرض مطلب‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۲ندارد خواب چشم عاشق دیوانه در شب‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۳ز سختی‌های عالم قانعان را هست لذت‌ها
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.