پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۸

مهیا در دل تنگ است برگ عیش بلبل را

ز خود طرف کلاه غنچه بیرون آورد گل را

تراوش می کند راز نهان از مهر خاموشی

که شبنم نیست از پرواز مانع نکهت گل را

نگردد خواب از افسانه گرد دیده عاشق

که نتواند بهاران کرد سنگین، خواب بلبل را

ز آه سرد هم جمعیت دل می شود حاصل

نسیم صبح اگر شیرازه گردد زلف سنبل را

کمان نرم، سختی از کشاکش می کشد دایم

مبر با آشنایان زینهار از حد تحمل را

دل سخت فلک از اشک گرم من ملایم شد

به زور سیل زه کردم کمان حلقه پل را

مروت نیست بر صید حرم شمشیر خواباندن

مکن رنگین به خون عاشقان تیغ تغافل را

برون از زیر سنگ این سنبل سیراب می آید

نهان در پیچش دستار نتوان کرد کاکل را

به پروین می رساند دانه من خوشه خود را

ترقی هست اگر در پله طالع تنزل را

زمین سست، سیلاب عمارت می شود صائب

منه بر کاهلی زنهار بنیاد توکل را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۰اگر آزاده ای بگذار اسباب تجمل را
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۱به دنیا ساختم مشغول چشم روشن دل را
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۲درین گلشن نباشد نعل در آتش چسان گل را؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۳ز ارباب تجرد نیست بر دل بار عالم را
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۴نه آسان است بر گردن گرفتن کار عالم را
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۵به جوش آورد باد نوبهاران خون عالم را
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۶مسوز ای سنگدل از انتظار می کبابم را
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۷مکن یارب گران در منتهای عمر گوشم را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.