پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۳

برآتش می گذارم خرقه پشمینه خود را

نهان تا چند دارم در نمد آیینه خود را؟

کسی را می رسد لاف زبردستی درین میدان

که از دشمن نخواهد وقت فرصت کینه خود را

درین دریا حبابی چهره مقصود می بیند

که کرد از کاسه زانوی خود آیینه خود را

چو طفلان هفته ای یک روز آزادی نمی خواهم

بدل با روز شنبه می کنم آدینه خود را

مگر بی خواست آب رحم گرد دیده اش گردد

به دشمن می نمایم سینه بی کینه خود را

نگنجد در ته دامان ساحل گوهر رازم

به دریا می سپارم چون صدف گنجینه خود را

میان اهل دل صائب نیارد سر بر آوردن

نسازد دوست هر کس دشمن دیرینه خود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۵خط از سنگین دلی گفتم برآرد لعل دلبر را
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۶نسوزد دل به آه گرم من چرخ بد اختر را
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۷لب یاقوت او تا داد از خط عرض لشکر را
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۸زبان کوتاه باشد آشنای بحر گوهر را
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۹ز آه سرد پروا نیست عشاق بلاکش را
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۰بلند آوازه سازد شور عاشق عشق سرکش را
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۱ز خط عنبرین زیبد نقاب آن روی دلکش را
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۲گل‌اندامی که می‌دادم به خون دیده آبش را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.