پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۲

فرو خوردم ز غیرت گریه مستانه خود را

فشاندم در غبار خاطر خود دانه خود را

فروغ شمع ازان گرد سر پروانه می گردد

که از خاکستر خود ریخت رنگ خانه خود را

ز بس ترسیده است از چشم شور خاکیان چشمم

ندارم چشم بینم روزن کاشانه خود را

همان درد سیه بختی میم را بی صفا دارد

اگر چون لاله سازم سرنگون پیمانه خود را

نهان از پرده های چشم می گریم، نه آن شمعم

که سازم نقل مجلس گریه مستانه خود را

به کام خضر آب زندگی را تلخ می سازم

به رغبت بس که می بوسم لب پیمانه خود را

رم آهوی من انداز اوج لامکان دارد

به صحرا چون دهم تسکین دل دیوانه خود را؟

خموشان را محرک بر سر گفتار می آرد

گره کن زلف تا کوته کنم افسانه خود را

حریف خضر و رشک آب حیوان نیستم صائب

ز آب تیغ او پر می کنم پیمانه خود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۴به زور خود شدی مغرور تا انداختی خود را
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۵خط از سنگین دلی گفتم برآرد لعل دلبر را
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۶نسوزد دل به آه گرم من چرخ بد اختر را
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۷لب یاقوت او تا داد از خط عرض لشکر را
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۸زبان کوتاه باشد آشنای بحر گوهر را
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۹ز آه سرد پروا نیست عشاق بلاکش را
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۰بلند آوازه سازد شور عاشق عشق سرکش را
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۱ز خط عنبرین زیبد نقاب آن روی دلکش را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.