پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

غزلیات

۶,۹۹۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۴۱ ز بس دامن کشد در خون مردم نازنین من
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۴۲ ز آه من ندارد هیچ پروا کج کلاه من
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۴۳ اگر اشک پشیمانی نگردد عذرخواه من
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۴۴ به خون غلطد چمن از ناله دردآشنای من
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۴۵ دل نشکسته نتوان برد از ارض و سما بیرون
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۴۶ به جز خالش که خط عنبرین فام آورد بیرون
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۴۷ ز بزم وصل ذوق انتظارم می کشد بیرون
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۴۸ منه زنهار ای غافل ز حد خود قدم بیرون
  9. غزل شمارهٔ ۶۲۴۹ ز ابر آن روز آید روشنی بخش جهان بیرون
  10. غزل شمارهٔ ۶۲۵۰ چو آید از چمن آن یوسف گل پیرهن بیرون
  11. غزل شمارهٔ ۶۲۵۱ شنیدم دختر رز را ز محفل کرده ای بیرون
  12. غزل شمارهٔ ۶۲۵۲ نیم غمگین که مرگ آرد مرا از زندگی بیرون
  13. غزل شمارهٔ ۶۲۵۳ اگر پوشیده گردد دیگران را تن ز پیراهن
  14. غزل شمارهٔ ۶۲۵۴ عالمی نیست که عزلت نبود بهتر از آن
  15. غزل شمارهٔ ۶۲۵۵ آب شد بس که در آتشکده دل پیکان
  16. غزل شمارهٔ ۶۲۵۶ ای لب لعل تو مهر لب شیرین سخنان
  17. غزل شمارهٔ ۶۲۵۷ نیست بی مغز حقیقت سخن خودشکنان
  18. غزل شمارهٔ ۶۲۵۸ چشم خورشید به رخسار تو باشد روشن
  19. غزل شمارهٔ ۶۲۵۹ می دهم گرچه به ظاهر چو قلم داد سخن
  20. غزل شمارهٔ ۶۲۶۰ چند دندان تأمل به جگر افشردن؟
  21. غزل شمارهٔ ۶۲۶۱ دیده زان حسن به سامان چه تواند بردن؟
  22. غزل شمارهٔ ۶۲۶۲ در دل سخت تو نتوان به سخن جا کردن
  23. غزل شمارهٔ ۶۲۶۳ نیست مقدور علاج غم دنیا کردن
  24. غزل شمارهٔ ۶۲۶۴ باده با حوصله ما چه تواند کردن؟
  25. غزل شمارهٔ ۶۲۶۵ آه با دیده اختر چه تواند کردن؟
  26. غزل شمارهٔ ۶۲۶۶ با گرانجانی تن دل چه تواند کردن؟
  27. غزل شمارهٔ ۶۲۶۷ آه ما با دل جانان چه تواند کردن؟
  28. غزل شمارهٔ ۶۲۶۸ توبه از می به چه تدبیر توانم کردن؟
  29. غزل شمارهٔ ۶۲۶۹ گر چو شبنم دل خود آب توانی کردن
  30. غزل شمارهٔ ۶۲۷۰ پیش غافل سخن از پند و نصیحت راندن
  31. غزل شمارهٔ ۶۲۷۱ نرسد هیچ کمالی به سخن سنجیدن
  32. غزل شمارهٔ ۶۲۷۲ بی بصیرت چه گل از غیب تواند چیدن؟
  33. غزل شمارهٔ ۶۲۷۳ سرد شد دست و دعا صبح به یک خندیدن
  34. غزل شمارهٔ ۶۲۷۴ پرده عیب جهان است نظر پوشیدن
  35. غزل شمارهٔ ۶۲۷۵ من و دزدیده در آن چاک گریبان دیدن
  36. غزل شمارهٔ ۶۲۷۶ نیست ممکن ز سخن سیر توان گردیدن
  37. غزل شمارهٔ ۶۲۷۷ کار دریاست ز هر موج خطر خندیدن
  38. غزل شمارهٔ ۶۲۷۸ چند چون مردم کوتاه نظر خندیدن؟
  39. غزل شمارهٔ ۶۲۷۹ خون پامال بود شبنم گلزار وطن
  40. غزل شمارهٔ ۶۲۸۰ خاک ره باش و تماشای تن آسانی کن
  41. غزل شمارهٔ ۶۲۸۱ روی از خلق نگردانده به حق روی مکن
  42. غزل شمارهٔ ۶۲۸۲ عاشق سلسله زلف گرهگیرم من
  43. غزل شمارهٔ ۶۲۸۳ لب به نیسان نگشاید صدف دیده من
  44. غزل شمارهٔ ۶۲۸۴ می کند آن که علاج دل بیچاره من
  45. غزل شمارهٔ ۶۲۸۵ غنچه از باده نگردد گل خمیازه من
  46. غزل شمارهٔ ۶۲۸۶ دلنشین است ز بس گوشه غمخانه من
  47. غزل شمارهٔ ۶۲۸۷ گو مکن سایه کسی بر سر دیوانه من
  48. غزل شمارهٔ ۶۲۸۸ غم دنیا نبود در دل دیوانه من
  49. غزل شمارهٔ ۶۲۸۹ نیست امروز ز مژگان گهرافشانی من
  50. غزل شمارهٔ ۶۲۹۰ من که بیخود شدم از می، چه کند ساز به من؟
  51. غزل شمارهٔ ۶۲۹۱ نشود دام رهم جلوه هر تر دامن
  52. غزل شمارهٔ ۶۲۹۲ داغ بر دل شدم از انجمن یار برون
  53. غزل شمارهٔ ۶۲۹۳ جام می غم ز دل تنگ نیارد بیرون
  54. غزل شمارهٔ ۶۲۹۴ ز آستین دست تو گر یک سحر آید بیرون
  55. غزل شمارهٔ ۶۲۹۵ اشک خونین نه ز هر آب و گل آید بیرون
  56. غزل شمارهٔ ۶۲۹۶ خار غم از دل عشاق کم آید بیرون
  57. غزل شمارهٔ ۶۲۹۷ عقل سالم ز می ناب نیاید بیرون
  58. غزل شمارهٔ ۶۲۹۸ راز عشق از دل غمناک نیاید بیرون
  59. غزل شمارهٔ ۶۲۹۹ غم به اشک از دل غمناک نیاید بیرون
  60. غزل شمارهٔ ۶۳۰۰ شور عشق از دل دیوانه نیاید بیرون

متن اشعار به نقل از گنجور.