پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۹۳

جام می غم ز دل تنگ نیارد بیرون

صیقل این آینه از زنگ نیارد بیرون

پیش ما سوختگان خام بود سوخته ای

که شرار از جنگ سنگ نیارد بیرون

ناقصان عاشق رنگینی لفظند که طفل

از گلستان گل بی رنگ نیارد بیرون

نشود در نظرش زشتی دنیا روشن

تا کسی آینه از زنگ نیارد بیرون

چه کند زخم زبان با دل سختی که تراست؟

نیشتر خون ز رگ سنگ نیارد بیرون

شب امید مرا صبح نگردد طالع

تا عذارش خط شبرنگ نیارد بیرون

لذت درد حرام است بر آن بی توفیق

که ز گلزار دل تنگ نیارد بیرون

نشود عالم افسرده گلستان صائب

تا سر از خم می گلرنگ نیارد بیرون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۹۵اشک خونین نه ز هر آب و گل آید بیرون
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۹۶خار غم از دل عشاق کم آید بیرون
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۹۷عقل سالم ز می ناب نیاید بیرون
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۹۸راز عشق از دل غمناک نیاید بیرون
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۹۹غم به اشک از دل غمناک نیاید بیرون
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۰۰شور عشق از دل دیوانه نیاید بیرون
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۰۱چون دهد چشم ترم اشک به دامان بیرون
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۰۲نیست در روی زمین سیمبری بهتر ازین
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.