پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۰۱

چون دهد چشم ترم اشک به دامان بیرون

ز آستین بحر کند پنجه مرجان بیرون

بر لب ساغر ازان بوسه سیراب زنند

که نیارد سخن از مجلس مستان بیرون

هر کجا رفت همان چشم به دنبالش بود

سرمه زان روز که آمد ز صفاهان بیرون

خاک غربت بود آیینه ارباب سخن

طوطی آن به که رود از شکرستان بیرون

گل شرم است، که هر فصل بهاران آید

لاله افکنده سر از خاک شهیدان بیرون

چشم زنجیر غریبانه چرا خون نگریست؟

یوسف آن روز که می رفت ز زندان بیرون

(کاروان خط اگر بنده نوازی نکند

که دل ما کشد از چاه زنخدان بیرون؟)

(به جز از من که تردد نکنم از پی رزق

نیست شیری که نیاید ز نیستان بیرون)

به درشتی نتوان برد ز دل غم صائب

نتوان کرد ز دل خار به پیکان بیرون

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۰۳حذر کن از عرق روی لاله رخساران
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۰۴به شکر این که نه ای، ای صراحی از دوران
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۰۵هلال سیل فنایند خانه پردازان
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۰۶خمار سوخت مرا ساقیا شراب رسان
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۰۷صدای پا نبود در خرام درویشان
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۰۸مخور ز حرف خنک بر دماغ سوختگان
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۰۹دل دو نیم بود ذوالفقار زنده دلان
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۱۰اگر چه خاک کند کشته از نظر پنهان
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.