پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۰۷

صدای پا نبود در خرام درویشان

زمین به خواب رود زیر گام درویشان

چو نی اگر چه بود خشک، کام درویشان

شکر به تنگ بود در کلام درویشان

چه لذت است که بادست پخت بی برگی است

نمکچش است سراسر طعام درویشان

اگر ز سنگ حوادث شود هلال هلال

صدا بلند نگردد ز جام درویشان

که می تواند وصف تمام ایشان کرد؟

به از تمام جهان، ناتمام درویشان

ز روستای طمع رخت برده اند برون

مساز روی ترش از سلام درویشان

میان مور و سلیمان تفاوتی ننهد

چو سفره باز کند فیض عام درویشان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۰۹دل دو نیم بود ذوالفقار زنده دلان
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۱۰اگر چه خاک کند کشته از نظر پنهان
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۱۱نمی شود سخن راست در دهان پنهان
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۱۲زهی ز صافی چشم تو چشم جان روشن
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۱۳به آه گرم ز خود پاک می توان رفتن
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۱۴سخن ز مهر و وفا با تو بی وفا گفتن
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۱۵به درد و داغ توان گشت کامیاب سخن
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۱۶گشوده است در فیض رخنه دیوار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.